

برج مجهول
به نظرتون عکس بالا شبیه چیه یعنی از روی چه چیزی درست شده؟این سوال رو به این خاطر پرسیدم که وقتی خودم متوجه شدم خیلی برام جالب بود البته رو این که اون چی هست فکر نکرده بودم.
حالا بگذریم بعد از پستی که سهیل درباره خبر گذاشت این پست هم یک خبره که البته از روی چند چا برداشت شده و من هم به جز اختصار روی اون دستکاری نکردم حالا شما این مطلب رو بخونین دراخر باز هم صحبت دارم.
زمانی دامغان شهری آباد تر و بزرگتر و زیباتر از دامغان کنونی بود،تا بدان حد زیبا و بزرگ که پاییتخت زمستانی سلسله بزرگ اشکانیان شد.
صددروازه نام جذابی است آن قدر که یادآور گذشته های افسانه ای و سحر آمیز با گنج های فراوان ، با سردارانی همیشه آماده رزم بر روی اسشب و چکاچک شمشیرهای جنگویان است و هکاتوم پولیس نامی است که یونانی ها بر روی این شهر گذاشتند و هنوز نیز در تاریخ به این نام شناخنه می شود. یونانی ها این واژه را به شهرهایی اطلاق می کردند که اعتبار و عظمت زیادی داشتند با بیش از ۵ دروازه.
هکاتوم پولیس ، بنا به گفته برخی مورخین در۸ کیلومتری جنوب یا جنوب شرقی دامغان قرار داشته است.
شهر جدید صددروازه به گفته پیشنهاد دهندگانش شهر کاملاً مدرنو فضایی و حیرت انگیزی است که قرار است در طول ۳۰ سال آینده در دامغان و نزدیکی سد آن ساخته شود و سرمایه گذاران بین المللی دارد.
ماکت های ساختمان ها و مراکز گردشگری این شهر جهانی تهییه شده و در قالب منطقه نمونه گردشگری سد شهید شاهچراغی دامغان اجرا خواهد شد و عملاً به عنوان یکی از ۱۰ منطقه برتر گردشگری ایران معرفی می شود که قابلیت و ظرفیت های بزرگ معرفی به عنوان قطب گردشگری استان سمنان را خواهد داشت.
۳۰۰ هکتار برای تاسیس و ساخت امکانات رفاهی و گردشگری این منطقه در نظر گرفته شده است. در واقع به این مجموعه جالب شهر توریستی دامغان هم گفته می شود و قرار است دارای هتل های بین المللی ، زمین های گوناگون ورزشی با ورزش های آبی و یک استادیوم بین المللی بزرگ و با شکوه داشته باشد.طراحی های آن دقیقاً یادآور برج های مدرن مالزی،اندونزی ،سنگاپور،استرالیا و تتیپی مدرن تر از هتل های شیک دبی و امکانات ورزشی آلمان وایتالیا و آمریکا می باشد.
منطقه نمونه گردشگری صد دروازه از ایستگاه راهآهن منطقه ۱۲ کیلومتر فاصله خواهد داشت که برای توریست های حاضر در آن مسافتی عالی محسوب می شود پروژه ی فوق یک طرح کاملاً بین المللی است که چند شرکت ایرانی و اماراتی و کشور های دیگر در آن سرمایه گذاری می کنند . مرحله اول ساخت این پروژه عظیم در ۵۰ هکتار انجام خواهد شد که ۶ سال زمان خواهد برد و برای اجرای فاز دوم آن در ۲۵۰ هکتار مساحت ۲۵ سال در نظر گرفته شده است .در این طرح وسیع شهر صد دروازه با معماری اسلامی ، باستانی و مدرن ساخته می شود. در ۵۰هکتار این پروژه هتل پرسپولیس هتل پاسارگاد ،آمفی تئاتر، ساختمان آکواریوم ، شهربازی و پل ارتباطی شیشه ای آئوردینامیکی و فضایی ساخته خواهد شد و در فاز دوم ۲۵۰ هکتاری آن شهربازی ،آمفی تئاتر عظیم کاملاً لاکلاس ،سالن شیشه ای کنفرانس برج شیشه و برج تقریبً ۲۰ طبقه کوروش در نظر گرفته شده است.
برخی اطلاعات دقیق تر
جغرافیایی محل: قرار گرفتن در مسیر جاده تاریخی ابریشم
تنوع اقلیم منطقه: در ۲۰ کیلومتری سایت ، سمت شمال جنگل ابر و کاملأ مرطوب و در ۴۰ کیلومتری جنوب سایت کویر رملی واقع گردیده است که موقعیت بسیار جذابی برای گردشگران بوجود می آورد.
تنوع زیست محیطی: استان سمنان ۲۰% از تنوع زیستی محیط کل کشور را به خود اختصاص داده است
امکان استفاده از انرژی های نوین خورشیدی و نیروگاههای بادی با توجه به موقعیت سایت و بادهای منطقه
هوای کاملأ پاک و تمیز و مطبوع
طبیعت بکر کوهستانی و وجود دریاچه سد دامغان
واقع گردیدن در نزدیکی قطب های علمی و دانشگاهی شهر دامغان با بیش از ۱۲۵۰۰ دانشجوی غیر محلی
قرار گرفتن در مسیر جاده تهران – مشهد با ۲۰ میلیون مسافر جاده ای در سال جهت زیارت بارگاه امام رضا
فاصله سایت تا شهر تاریخی دامغان به سمت جنوب ۷ کیلومتر
فاصله سایت تا شهر تهران ، پایتخت کشور به سمت غرب ۳۵۷ کیلومتر
فاصله سایت تا شهر مقدس و مذهبی مشهد به سمت شرق ۵۷۷ کیلومتر
فاصله سایت تا شهر معماری جهان ، اصفهان به سمت جنوب ۶۲۲ کیلومتر
فاصله سایت تا شهر سرسبز ایران ، به سمت شمال ۱۷۳ کیلومتر
اینم چنتا عکس از این پروژه که یک مقدار از چندتا بیش تره:

نمای کلی ۲۵۰ هکتاری

برج پسته

هتل تاریخانه

استادیوم

برج خشایار

برج کوروش

شهر بازی

سالن کنفرانس برج پسته

امفی تئاتر

نمای کلی ۵۰ هکتاری

برج پاسارگاد

امفی تئاتر

پل ارتباطی

ساختمان آکواریوم

ساحل دریاچه

رستوران

شهر بازی

فضای سبز

ساختمان تجاری

ویلا

ویلا
دنباله ۱:لطفاً حرفی از ۲۰۱۲ نکنین .
دنباله ۲:ازاجرا نشدن خیلی از طرح ها و نیمه کار موندن اون ها هم چیزی نگین. این طرح هم چیزیه مثل افق ۱۴۰۴که البته در انتهای اون معلوم نیست که افغانستان و عراق رو در منطقه پشت سر بگذاریم یا نه.به همین خاطر انسان به امید زندست.
دنباله ۳:دنباله ۱ و۲ می تونست توی یکی جمع بشه ولی به خاطر این که یکی موضوعش جهانی و دیگری درباره ی ایران برای همین جداش کردم.
دنباله ۴:یک ابهامی توی متن بود این که این سد نزدیکه چشمه علی دامغانه یعنی توی راه آن و طرح ۵۰ هکتاری در شمال این سد و طرح ۲۵۰ هکتاری در جنوب آن.
دنباله ۵:به امید cancel نشدن آن

سلام
اگه یادتون باشه تو پست قبل گفتم Electronic Arts داره روی یه سری جدید از مجموعه The Sims کار میکنه. این سری که The Sims Medieval نام گرفته، تو قرون وسطی اتفاق میافته و در واقع یک Spin off برای بازی اصلی محسوب میشه.
گیم پلی قسمت جدید تا حد قابل توجهی از بازی اصلی فاصله میگیره و به صورت مخلوطی از دو سبک نقش آفرینی و استراتژی درمیاد .به طور مثال قابلیت هایی مثل ساخت قهرمان*، انجام ماموریت*، ساخت و اداره فرمانروایی یا امکان کنترل تک تک قهرمانهای یک سرزمین به این سری اضافه شده که نسخه ی اصلی بستری برای ایجاد این امکانات نداشت. البته با وجود همه ی این تغییرات هنوز شعار “Unleash Your Creativity” تو بازی صدق میکنه و سیستم سفارشی سازی غنی مرسوم این سری توی این قسمت هم وجود داره.

Medieval به بازیکنان این امکان رو میده که یک حکومت قرون وسطایی بنا کنن و کنترل کاراکترهای مختلف این حکومت رو بدست بگیرن، از شاه و ملکه گرفته تا شوالیه و جادوگر و آهنگر و آوازخوان. به طور کلی روایت داستان تو بازی به شکل انجام ماموریتهای مختلف صورت میگیره که تنوع این ماموریتها ، هم ماموریت های استاندارد قرون وسطایی (مثل ساخت شمشیر افسانه ای) و هم ماموریت های سبک خود بازی (مثل تدارک ازدواج سلطنتی) رو شامل میشه.علاوه بر این، سرنوشت هر ماموریت بسته به قهرمان مورد استفاده بازیکن، متفاوت خواهد بود.
طبق گفته سازنده ها بازیکن ها قابلیت این رو خواهند داشت که وسعت سلطه شون رو با فتح سرزمین های اطراف گسترش بدن که البته چگونگی انجام این کار توضیح داده نشده و هنوز مشخص نیست که مثلا آیا ساخت ارتش و رفتن به جنگ بخشی از بازی خواهد بود یا خیر.
همونطوری که میشه از یک The Sims انتظار داشت ، توی این قسمت هم سفارشی سازی به قوت خودش باقیه و بازیکن میتونه هر قهرمان جدید که به حکومتش میپیونده رو به شکل موردنظر خودش دربیاره یا ویژگی ها و نقطه ضعف کشنده ی اون رو هرجور صلاح میبینه تنظیم کنه. این قهرمانها علاوه بر وظیفه ی انجام ماموریت ، میتونن وظایف روزانه ای رو هم به عهده بگیرند ، مثل ساخت زره یا درمان بیماران. اما در کل به قول خود EA “از بچه دار شدن تا رقابت تو مسابقات سلطنتی ، هر اتفاقی که برای Sim ها میافته به بازیکن بستگی داره.”
این عنوان که (به گفته Gamespot) اولین قسمت یک مجموعه س، بهار ۲۰۱۰ برای PC و Mac منتشر میشه.


—————–
*.در متن خبر از نام “Hero Sim” استفاده شده.
*.Quest

سلام
پیش نوشت. قرار بود این دفعه راجع به درس و کنکور و کلاس و مدرسه بنویسم ولی چون حسش نبود یه چیزای دیگه ای هم قاطیش شد.یه ذره هم مضمونش عوض شد.یه کمم … حالا خودتون بخونین میفهمین چی میگم.
اون قدیما که ما هنوز اینقدری نشده بودیم یه چیزی بود به اسم برنامه کودک که همین کارتون قدیمیهای الان تلویزیون رو نشون میداد منتها اون موقع چون دور دوم-سوم پخششون بود بهش نمیگفتیم قدیمی . جدای کارتون این برنامه ها معمولا یه مجری هم داشت که زمان ما قالبا یه خانوم H نامی بود.از خصوصیاتش همین رو بگم که این ظالم برنامه های تابستونش رو به جای سلام و احوال پرسی با شمارش معکوس “چند روز به اول مهر مونده” و “بچه ها درس بخونین” و از این جور صحبت ها شروع میکرد.بعد هم که تابستون تموم میشد و کل مملکت رو ماتم میگرفت ،این جناب با یک لبخند ملیح میومد تو تلویزیون هی آهنگ “مدرسه ها وا شده” (خاک تو سر ما شده) پخش میکرد.
نتیجه گیری :
۱٫مگه کودک آزاری شاخ و دم داره؟(اصل “کودک آزاری”)
۲٫چه معنی داره یه نفر رو تو تعطیلات مجبور به درس خوندن کنید؟(صل “لا اجبارالدرسی فی الایام العطله esp الصیف”)
۳٫اصلا چه معنی داره تو تعطیلات حرف از درس و مدرسه بزنید؟(اصل “لا کانورسیشن الدرسی فی الایام العطله esp الصیف”)
۴٫اصلا چه معنی داره بچه بشینه برنامه هایی که مناسب سنش نیست رو نگاه کنه؟(اصل “گیر الکی”)
۵٫اصلا چه اصراریه وقتی حسش نیست پست بذاری؟(اصل “آینه شکستن خطاست”)
پی نوشت۱٫بنده از کرده ی خویش پشیمانم.
پی نوشت۲٫ EA داره روی یه سری جدید از مجموعه بازی های The Sims کار میکنه که اگه حسش بود راجع بهش مینویسم.
پی نوشت۳٫دم Paramore گرم.(حالا من یه چیزی گفتم که این پی نوشت رو حذف میکنم، شما چرا باور کردین؟!)
ارسال شده در مورخ ۱۳ مرداد ۸۹ توسط ShortWave | موضوعات: خزعبله , مدرسه | نظرات: ۶ نظر

سال بعد در همچین روزی و وقتی امکان به وجود اومدن دو حالت هست:
حالت اول: اگر کنکور قبل از این روز باشه در این صورت می توان جشن باز گشایی دوباره ی کنجد رو گرفت وکلی مطلب و صفحه درباره ی این یک سال بدبختی نوشت و نقشه هایی که در این مدتی که از زندان اتاق آزاد شده ایم طرح می کنیم تا عقده های این مدت را رها کنیم و در بعضی چیز هایی نتونستیم انجام بدهیم افراط می کنیم (که این موضوع برای افراد مختلف فرق میکنه بازی کامپیوتر، کتاب (که مطمیناً درسی نیست)) بیرون رفتن ،گردش،مسافرت و کلی کارهایی که انجام ندادیم)و تفریط در کارهایی که تمام مدت مشغول انجام اون بودیم که نمی خواهم اسم ببرم خلاصه این که از یک سد بزرگی به نام کنکور رد شدیم و امیدوارم پشت کنکور بودن برای هیچ کس اتفاق نیافتد.
حالت دوم: حال اگر کنکور بعداز این روز باشد آن وقت هم چنان در کنجد تخته است و هم چنان انجام کارهای بالا در رویاست و از آخرین فرصت ها داریم استفاده می کنیم و از همین جا و همین وقت به خودم در یکسال دیگه خسه نباشی می گویم.
پی نوشت۱ یک سری افراد حالا دارند کاری را می کنند که ما سال دیگه انجام می دهیم و به آنها هم خسته نباشی می گویم.
پی نوشت۲ جز حالاتم خوده امروز رو نگرفتم چون قطعاً امروز نمی تواند کنکور باشد.
پی نوشت۳ از هم اکنون تقریباً کرنومتر ما زده شده است حال آنکه خیلی ها زود تر شروع کرده اند و خیلی ها هنوز شروع نکرده اند به هر حال صدم ثانیه های ما در حال گذر است.

سلام
قبل از هر حرفی یه معذرت خواهی به همه ی کسایی که کنجد رو میخوندن بدهکارم.شرمنده این یکی دو ماه اخیر سرمون خیلی شلوغ بود. شما به بزرگی خودتون ببخشید.خب حالا بریم سر اصل مطلب.
“اصل مطلب”
.صحنه.
یه جای احمقانه که به دلیل کمبود کارگردان و صد البته فقدان ایده،تو آگهی های بازرگانی تلویزیون زیاد میبینیم.
.توضیحات کارگردان.
۱٫ پیشنهاد میشود در انتخاب بازیگران تا حد امکان از بازیگر مذکر استفاده شود.
۲٫ در راستای نامربوط شدن آگهی میتوانید موضوع را با دیالوگ های کلیشه ای شاخ و برگ دهید.
۳٫ اگر روش بالا به اندازه ی کافی موثر واقع نشد ، میتوانید از تم “قدیمی” استفاده کنید ، ردخور ندارد.
.نمایش نامه.
پسر : یا ابی ، ارادتمند دیکر یک بولِ سیاه هم ندارمی.
پدر : شکراً که بولِ سیاه نشانه ی مرض است و اصل آن باشد که بولِ آدمی زرد و زرّین فارغ شود.
پسر : آخَر شما را با بول من جه کار باشد که احوال آن با شما درنهم.
مقصودم بول تو جیبی بود.
پدر : …
پسر : یا اب، مانی را بکویم.
پدر : ناخلف خب جان بکن بگو پول. چرا حال خلق را به نجاست میکشی؟!
پسر : …ول؟
پدر : پول!
پسر : م…؟
(پس از لَختی تنازع عاقبت پدر پسر را ادب پارسی آموزاند.)
پسر : گچپژ
پدر : احسنتم ، حال بگو مطلبت چه بود که ما را این چنین بولاندی؟
پسر : یا پدر ، برج در حال تمام است* و شما هنوز پول جیب ما را نداده ای.
پدر : دلبندکم سخنت را میدریابم ولی عجالتاً اندکی دندان بر جگر مبارک بگذار تا من پول جیبمان از این فرومایه بستانم.
(فردای آن روز پدر حقوق خود بگرفت و نزد پسر برفت.)
پدر : پسرکم بیا ببین چه چیزی از برایت مهیا کرده ام.
(پسرک می آید ببیند چه چیزی از برایش مهیا کرده است.)
پدر : بپندار چه برایت گشوده ام؟
پسر : … ( در دل : What the F*ck؟! )
پدر : حساب بانکی
(پسرک حالت خود را حفظ نموده ، WTF گویان مثل بز پدر را به نظاره مینشیند.)
پدر : از هم اکنون پول جیبت را در این حساب مینهم تا بتوانی هر دم که بدان حاجت داشتی به سهولت به چنگش آوری.تنها بایست به یک سامانه ی الف.ت.میم رجوع کرده ، خود را بسازی.
پسر : …
(تا اینجاش رو تو پیام بازرگانی میارن ، حالا ادامه ماجرا …)
مدتی گذشت و عاقبت تقدیر چنین شد که کف گیر پسرک، کف گرفت و ناگزیر حاجت به درگاه الف.ت.میمکی برد.
پسرک تهی و درمانده همانگونه که پدر وی را تعلیم داده بود به ملاقات این رند بوقلمون صفت آمد. رند ازو کارت بخواست، بداد. اسم شب بخواست، بگفت. عملیات موردنظر بخواست، بگزید. دریافت مبلغکی پول بگزید. رند لختی در لودینگ بسر برد و سپس به خاموشی فرورفت.
پسر : What the F*ck ؟!
مردک رهگذر : خود هیچ مباز. گویا لام.سین.دال این سامانه عقده ای دارد.مشکلی نیست.تنها باید به درونت رجوع کنی و چاره در خود بیابی.
پسر : …
مردک که دید پسر حالت بز به خود گرفته خزعبله گویی را رها کرد و گفت :
با بخت خود یک گزینه را برگزین.
پسرک چنین بکرد.رند وی را دشنام داد که ای فلان حسابت چنین که میطلبی پرپیمان نیست.پس کمر بست به گزیدن دیگر گزینه ها اما در این کشاکش رند دغل کارت گرفته را فروداد.پسرک نیز ابتدا کمی بُزنگریست سپس به انشعابی* که رند پشتش بدان گرم بود رجوع کرد.در آنجا خلقی را دید مگس کش به دست که به منزله ی رند بود یا چیز دیگر،کاری برای انجامیدن نداشتند.چنین مینمود که منحصرا برای مساعدت مردان کهنی که آداب ملاقات با رند را نمیدانستند استخدام شده اند.
پسر : ای نیک مرد، این رند شما کارت ما بلعیده پس نمیدهد.
نیک مرد : شما مشخصات خود را بر این برگ بنگار ، به یاری پروردگار تا فلان مدت شما را کارتی دگر صادر خواهیم کرد.
پسر : درود بر مادری که به تو شیر داد ، تا آن زمان که با این نرخ برآمدگی، موجودی حسابکمان پول خرد محسوب میشود.
نیک مرد : پسرک فرومایه، مگر مادر والامقام ما این رند را اختراع کرده که وی را دشنام میدهی؟
پسرک که دید نیک مرد پاچه میستاند کارت مذکور را بیخیال شده ، راه منزل در پیش گرفت.در راه به سرگذشت خویش اندیشید و چند نکته دریافت.
اولاً.بول سیاه نشانه ی بیماریست.
ثانیاً.بایست گزینه های رند را به خاطر مبارک سپرد تا دیگر نیازی به لام.سین.دال نباشد.
ثالثاً.چنانچه نیک مردی را در حالت ستانده* مشاهده کردید صواب این است که محل را سریعا ترک گویید زیرا نیک مرد ستانده پاچه میستاند.
رابعاً.شدیداً با آن پست ۴۰۴ حال نمودیم.خیلی پست مدرن بود.
فاینالاً.پی نویس های “دم … گرم” را عجالتا منحل میکنیم تا Linkin Park آلبوم جدیدش را ریلیز نُماید.
بعد فاینالاً.دم Taylor Swift گرم!

پاپستی:
*.ماه رو به اتمام است.
*.شعبه
*.گرفته ، عصبانی

سلام. خیلی خیلی معذرت می خوام از اینکه این همه مدت یعنی در حدود ۱ ماه چیزی ننوشتیم (من خودم که ۳ ،۴ ماهی میشه که ننوشتم) البته باید از سهیل هم تشکر کرد که توی این مدت همه ی بار نوشتن و سرگرم کردن شما را تنهایی به عهده داشته و این آخریا که دقت می کردم می دیدم پشتشم خم شده بود و حالا هم فکر می کنم توی تعصن باشه که چیزی نمی نویسه خلاصه بگذریم البته خودم هم الان موضوع خاصی برای گفتن ندارم، دارم می نویسم تا همون ۳ ۴ تا بازدید کننده ای هم که داریم از دست ما ناراحت نشوند و این وبلاگ رو برای نویسندگاش بذارند و بروند .
فصل، فصل امتحانات است (به قول بزرگ ترا)و همه قوز کردین روی درس ها البته من باید از همین جا از مسؤلین تشکر کنم (فقط در همین قضییه) که وقت خوبی بین امتحانات گذاشته اند آدم فرصت کارای دیگری به غیر از درس خوندن رو داره چه خوب می شد تو طول سال هم همین جور می شد. از موضوع اصلی دور نشیم تا حالا که سوالات بد نبوده (بعد از گذشت یک امتحان) ولی باز هم سوال ابهام بر انگیز وجود داشته که اگر آمار بگیرند بیش از ۹۹% بچه ها اون سوال رو با یک سوال دیگه اشتباه گرفته بودند(و اون جند صدم درصد هم آدم هایی مثل مهران و سهیل بودند که می دونم اونا هم شانسی جواب داده اند) و در همین جا از مصصحین می خام(طراح ها رو نمی گم چون سوال ها الان طرح شده ) که این سوال های مورد دارو با عطوفت و مهربانی صحیح کنند عرضی دیگر نیست
آهان راستی دو مورد یادم رفته بود یکی اینکه تا تابستون اسمی فقط دو هفته و نیمی بیش تر باقی نمونده و مورد دوم هم چون سهیل خیلی وقت نگفته دم taylor swift گرم من به جاش می گم پس دم taylor swiftگرم (توی این پست خیلی از سهیل یاد شده که امیدوارم پررو نشه
)
ارسال شده در مورخ ۳ خرداد ۸۹ توسط grubbs | موضوعات: همينجوري | نظرات: ۹ نظر

سلام
خب تعطیلات ۱۳ روزه مون نیمه رو هم رد کرد و حتما شما هم مثل من گوشتون پره از “بریم مسافرت فلان جا” و “بهار فصل آشتی با طبیعت” و “کدوم آدم عاقلی تو این هوا خونه میمونه؟” و از این جور حرفا.خیلی خوب…خیلی قشنگ.ولی اگه خدای نکرده یه نفر تنبل باشه چی؟ اگه یکی خوابش بیاد چی؟ اگه یکی کلا حال کنه خونه بمونه چی؟ مگه تو ماه رمضون نمیگن تو تلویزیون غذاهای رنگارنگ نشون ندین شاید یکی توان تهیه ش رو نداشته باشه؟ خب،این هم دقیقا مثل همونه.شما که پشت میزت نشستی و هی کوه و دشت و دمن و بنای تاریخی و جک و جونور میفرستی رو آنتن،آیا ذره ای هم به فکر برادران و خواهران تنبلت هستی؟ میدونی چقدر برنامه ریزی کردن که این چند روز تعطیلات رو استراحت کنن؟ مطمئنا نه. چون اگه میدونستی اینجوری جامعه رو علیه شون نمی شوروندی.(عجب فعل جالبیه این شوروندن!) اصلا مگه خونه ی خود آدم چشه؟ شاید الان قدر این نعمت رو ندونین ولی وقتی بعد از چند روز گشت و گذار میاین خونه و چشمتون به تخت خوابتون میافته تازه معنی دور باطل رو میفهمین و با خودتون میگین “حیف شد ، میشد تک تک این ساعت ها رو خوابید” ولی دیگه چه فایده؟ تازه تخت خواب یکی از هزاران چیزیه که احساس سوختگی رو در شما ایجاد میکنه ولی خب، بقیه ش رو نشاید گفت.(چون ممکنه مطلب رو به کثافت بکشه!)
حالا تنبلی به کنار ، مگه خوددرگیریم که بریم همین اول ماه همه ی سهمیه ی بنزینمون رو راهی لایه ی اوزون کنیم؟ اصلا مگه میشه با این سهمیه رفت مسافرت؟ تو حالت عادی نگاش میکنی تموم میشه چه برسه به وقتی که بخوای بری سفر.حالا اگه میشد آزاد خرید باز خوب بود ولی تو این دوره زمونه یا باید میوه و شیرینی بذاری جلوی مهمونت یا بنزین آزاد بخری (یا بری خوشه ی سه!).راستی در راستای همین بنزین چند روز پیش تلویزیون یه برنامه ی ارزشمند نشون داد که توش قیمت نوشابه و بنزین رو با هم مقایسه کرده بود.میگفت چطور شما به خاطر فلان قدر نوشابه ۴۰۰ تومن میدین ولی حاضر نیستید برای یه لیتر بنزین … جاتون خالی کلی خندیدیم.
بنزین رو هم میذاریم کنار ، اصلا فرض میکنیم شما تنبل نیستید ، خوابتون هم نمیاد ، یه دو جین کارت سوخت هم دارین، سرمای هوا رو میخواین چیکار کنین؟ حتی اگه پنگوئن هم باشین این یه قلم رو نمیشه کاریش کرد.هرجا برین باید بشینین کنار بخاری به در و دیوار زل بزنین.(تازه اگه زیاد زل بزنین باید خسارت سوراخ شدن دیوار رو هم بدین!)
راهکار: خب چه کاریه؟ نرین مسافرت.شما هم مثل من تا لنگ ظهر بخوابین. بعدش هم یه نصفه روز میمونه ، اونم خدا بزرگه.
پ.ن ۱ : هوا چقدر سرد شده.
پ.ن ۲ : طبق معمول دم Taylor Swift گرم.
خب همین دیگه.خیالم راحت شد.فعلا.

ارسال شده در مورخ ۹ فروردین ۸۹ توسط ShortWave | موضوعات: دیدگاه | نظرات: ۵ نظر

سلام
سال نو رو بهتون تبریک میگم.صد سال به این سالها!متاسفانه بلاگها علیه ما توطئه کرد و نذاشت مطلب تبریک عید رو قبل از تحویل سال بفرستیم رو آنتن.ولی بهترِ ما.الان اونقدر مطلب واسه گفتن داریم که جبران این یه سال (!) تاخیر رو میکنه.
اول از همه.به فرخندگی و میمنت امسال ” سال همت مضاعف و کار مضاعف ” نامیده شد و به امید خدا بعد از تعطیلات با روحیه ای مضاعف کار و تلاش مضاعف رو شروع میکنیم.(البته قبلش باید با ایمان و توکلی مضاعف از درگاه خداوند متعال طلب صبر و اسقامتی مضاعف بکنیم.چون استکبار جهانی هم بیکار نمیشینه و مطمئنا امسال چوب مضاعف لای چرخمون میکنه!) البته چون متوسط ساعات همت و کار تو جامعه ی ما به بینهایت میل میکنه این X2 نمیتونه رو خیلی هامون تاثیر بذاره و بیشتر شامل اونایی میشه که تو روز کمتر از ۲۴ ساعت کار میکنن نه ماها.اصلا چرا راه دور بریم همین خود من،به قول داداشم من توانایی اینو دارم که یه کارت ۳۰ ساعته رو تو یه روز تموم کنم.(که این اگه ضربدر ۲ بشه ضربه ای اساسی به اقتصاد مملکت وارد میکنه. اونوقت کی میتونه نظم حال حاضر اقتصاد رو دوباره برقرار کنه؟(البته من یه نفر سراغ دارم!))
دوم از همه.بازم به غیرت بهار که ما تو روز اول فروردین باد و بارون و برف و تگرگ رو با هم دیدیدیم (یعنی زیاد دیدیم!).اگه اشتباه نکنم فصلهای سال بر اساس دمای هوا و بارندگی تفکیک و تعریف شدن.مثلا بهار باید از زمستون گرمتر باشه یا تو زمستون باید برف بیاد.بدیهیه که ما از هر فصل انتظار خاصی داریم و این انتظارات بخشی از همون علمی رو تشکیل میده که پایه و اساس برنامه ریزی تو زندگیه ولی اگه شما هم مثل من بعضی وقتا یه سری به دنیای بیرون (!) بزنین معجزات طبیعت رو به چشم خودتون مشاهده میکنین. مثلا تو زمستون عرق میکنین یا تو تابستون برف میبینین یا سردترین روز سال رو تو بهار تجربه میکنین.خب عزیز من،تناقض که شاخ و دم نداره.تناقض هم توی علم یعنی هرج و مرج (اغتشاش!).یعنی کشاورز بدبخت دسترنج یه سالش فریز میشه میره پی کارش.خب حالا راهکار.همتون میدونین که بر اساس قانون، اول بهار و اول پاییز تغییر ساعت رسمی کشور یک دودستگی تو کشور به وجود میاره.گروهی از ساعت تغییر یافته استفاده میکنن و گروهی دیگر با صفت بیانی “قدیم” منظورشون رو میرسونن.(مثلا ساعت ۲ قدیمه یعنی الان باید ساعت ۲ باشه ولی نیست!)من میگم ما که داریم ساعت رو تغییر میدیم، یه دستی هم به سر و گوش این تاریخ بکشیم.مثلا اول بهار،تاریخ رو یه ماه بکشیم عقب بعد باز اول پاییز همون یه ماه رو بکشیم جلو.اینجوری هم ملت تکلیفشون رو میفهمن هم تعطیلات تابستون بیشتر میشه.(البته امسال رو نمیگما منظورم سال بعده که احتمالا میشه سال ریکاوری!)
سوم از همه.دیشب GodOfWar III رو آغازیدیم ، اوقاتی بسی به یاد ماندنی بود.توضیح واضحاته ولی اگه PS3 دارین از دستش ندین.
چهارم از همه.طبق معمول دم Taylor Swift گرم.
پنجم از همه. “سوال” : بالاخره کنکور ۹۰ هست یا نه؟ بالاخره ما پیش دانشگاهی داریم یا نه؟ بالاخره این جناب وزیر میخوان با ما چیکار کنن (یا نه)؟!
سایونارا !

ارسال شده در مورخ ۲ فروردین ۸۹ توسط ShortWave | موضوعات: دیدگاه , گلایه | نظرات: ۱۰ نظر